ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
244
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
راههاى تدبير را بيشتر مىشناخت و از نظر سياست و كشوردارى بهترين مردم بود و در اصلاح امر دنيا و آخرت نيرومندترين آنان بود . در حالى كه براى گردآورى ميان كرانه هايى كه يكديگر را جذب مىكنند توانايى بسيارى داشت چون با اين كلمهء مورد بحث مىآموزد كه چگونه شايسته است كه آدمى حق را آشكار سازد . زيرا بعد از آن كه ثابت شد كسى كه حق را كتمان مىكند و با آن كه مىتواند در همه موارد يا بعضى از آن ، آن را اجرا كند به آن عمل نمىنمايد ، جزو هلاك شدگان است . همچنين بايد بداند كسى كه حق را بطور كلى آشكار مىسازد و نادانان با غرضهاى فاسدشان در برابر او قرار دارند نابود مىشود . بنا بر اين سلامت ماندن تنها ، در آميختن اظهار حق با پنهان كردن آن و مخلوط ساختن آشكار توأم با مداراست . و نيز اعمال خشونت با نرمى و رخصت دادن به نادانان با سكوت در برابر آنان ، وقتى است كه حق با باطل بياميزد . و مصمّم شدن در برابر نادانان و اقدام به يارى كردن حق در مقابل آنان بر حسب اين است كه عقل مصلحتهاى جزيى مربوط به فرد فرد و زمان معين را تشخيص دهد . و خدا سرپرست توفيق است . كلمهء سى و پنجم گفتار آن حضرت عليه السلام : اذا املقتم فتاجروا اللَّه بالصدقه : چون گرفتار فقر شديد با صدقه دادن با خدا معامله كنيد . املاق به معناى تهيدستى و نيازمندى است ، و متاجرة ، داد و ستد در كسب است و منظور از اين كلمه واداشتن و تشويق به عبادت ويژه است كه همان صدقه دادن در موقع نيازمندى است به اندازه اى كه ممكن مىباشد . چون صدقه اگر چه به نصف خرما باشد بهرهء زيادى در دنيا و آخرت دارد و به وسيلهء آن عوضهايى به دست مىآيد كه با سپاسگزارى نتوان تلافى كرد و قابل شمارش نيست . در مورد اوّل به اين دليل است كه شخص تهيدست كه نيازمند به آسانى در زندگى است غالبا بايد حريص باشد و به خاطر احتياج زياد به آنچه در دست دارد و از ترس اين كه نتواند نظير آن را به دست آورد آن را بايد نگه دارد . اكنون فرض كنيد چنين شخصى آنچه در دست دارد يا مقدارى از آن را با آن كه خود بدان نيازمند است صدقه دهد ، اين عمل دليل بر اين است كه شخص ياد شده داراى ملكهء عفّت مىباشد كه پيش از اين معلوم شد كه نفس به وسيلهء عفّت آمادگى پيدا مىكند تا نتايج دعاها را دريافت دارد و در خواسته هاى ممكن